Wednesday, October 19, 2005
دوره احمدي نژاد، رکورد تخلفات مالي شهرداري را شکست
احمدی نژاد پس از سابقه طولانی برخوردهای همفکرانش با کرباسچی و حمله های روزنامه های همفکرش به تخحلف های دو شهردار بعدی و با شعار خدمت کردن به محرومان و طبقه فرودست جامعه به کاخ شهرداری رفت و همواره اقداماتش با بزرگنمایی رسانه های محافظه کار و به خصوص تلویزیون همراه بود. اما پرونده ارسالي به رهبري، اثبات مي کند که حجم تخلف و اختلاس در دوره مسووليت احمدي نژاد در شهرداری تهران، بیش از مجموع تخلف های اثبات شده و نشده سه شهردار قبلی بوده است.
مدافعان احمدي نژاد معتقدند که این تخلف ها به زیر دستان شهردار احمدی نژاد مربوط بوده و خود او در این زمینه نقشی نداشته است. به هر تقدير، گزارش شوراي شهر نشان می دهد که او در مواردي نهایت کوشش را برای پنهانکاری و حمايت از متخلفين انجام داده است. هرچند در نهايت، به خاطر بروز اختلاف ها نتوانسته است مانع ارسال گزارش برای رهبری شود و البته شوراي شهر نيز از ارائه آن به دادگاه خوداری کرده است.
در این گزارش به نمونه های متعددی از تخلف های شهردار اشاره شده است که یک نمونه آن منوریل تهران است. این پروژه که بدون کار کارشناسی لازم انجام گرفت و علی رغم مخالفت دولت وقت، ادامه یافت، یکی از مواردي است در ان تخلف زیادی صورت گرفته است.
پروژه منوريل که با اصرار شهرداری آغاز شده بود، قرار بود در فاز اول میدان صادقیه را به فرودگاه متصل کند و کار از میدان صادقیه با نصب ستون هایی آغاز شد. برای راه اندازی فاز اول پروژه مبلغ 20 میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شد ه بود. البته این بودجه قرار بود فقط صرف راه اندازی خطوط شود و براي تهیه قطار بودجه دیگری پیش بینی شده بود. پروژه منوريل، بانصب ستوان هایی در میدان صادقیه آغاز شد، اما در میانه کار وزارت راه به طور مکتوب اعلام کرد که فرودگاه مقصد مناسبی برای منوریل نیست؛ زیرا قرار است محل فرودگاه تغییر کند و این همه هزینه برای آن عاقلانه نیست. از سوی دیگر سازمان میراث فرهنگی طي نامه اي يادآوري کرد که میدان آزادی جزو میراث فرهنگی است و طبق مقررات یونسکو عبور ریل از فضای آن ممنوع است. همین دو نامه حکایت از آغاز کاری بدون کارشناسی می دهد؛ زیرا بررسی های محیطی در تهیه طرح های مقدماتی چنین پروژهایی ضروری است و این پروژه فاقد آن بوده است. اما این، همه ماجرا نیست.
بقيه ماجرا را آن هایی که هر روز گذرشان به میدان صادقیه تهران می افتد، بهتر می توانند تصور کنند . منوریلی که قرار بود با 20 میلیارد میدان صادقیه را به فرودگاه متصل کند، هم اکنون با نصب تعدادی ستون و صرف 10 میلیارد از آن بودجه متوقف شده است. کارشناسان پیشرفت کار را 5 درصد ارزیابی کرده اند، اما 50 درصد بودجه هزینه شده است. علاوه بر این زمین های زیادی در همان منطقه به مجریان پروژه واگذار شده است؛ اما مجریان چه کسانی اند؟ این جای داستان از همه جالب تر است: این پروژه را تعدادی از پرسنل سپاه با شراکت برادر رییس جمهور فعلی قرار داد بسته بودند و اگر چه این پروژه برای مردم منوريل نداشت، اما برای آنان برکت کافی به ارمغان آورد.
یکی دیگر از مواردی که در گزارش شوراي شهر به آن اشاره شده است، موضوع چراغانی ها و تزیینات خیابان ها به مناسبت های مذهبی و انقلابی است که از دوره شهرداری احمدی نژاد رونق گرفته است. در یکی از موارد چراغانی و تزیین منطقه ای [گویا تزیین حد فاصل میدان ونک تا پارک وی برای یک سال] به مبلغ 2 میلیارد تومان با شرکتی قرار داد بسته است. شرکت مربوطه بعد از عقد قرارداد در نامه ای به شهردار وقت و رییس جمهور فعلی اعلام کرده که این مبلغ کافی نیست و شهردار بدون طی مراحل قانونی مبلغ یک میلیارد دیگر در قالب متممی به این قرار داد افزوده است. اما نکته عجيب آن است که در جریان بررسی ها معلوم شده که کل قرار داد صوری بوده و شرکت مربوطه اساساً کار را انجام نداده است. مهم تر آن که مشخص نيست پول هايي که از بابت قراردادهايي از اين نوع پرداخت شده، به چه مصارفي رسيده و در چه محل هايي هزينه شده است.
با استناد به چنين مواردي است که برخي تحليل گران معتقدند وقتی جمعي از اقتدارگرايان از شورای شهر به عنوان "تنگه احد" نام می برند یا از ورود اعضای علی البدل به شورا جلوگیری می کنند، بی تردید از تاثر گذاری این فرد یا افراد در تصميم گیری ها نمی ترسند، بلکه از این می ترسند که همان یک تن - به خصوص اگر مصطفی تاجزاده باشد - با ورودش به شورا از به رازهایی دست یابد که افشایشان به مصلحت نيست.
این روزها برخی اصلاح طلبان از این که پیش از این، هنگامي که وزیر کشور از امضای حکم شهرداری احمدی نژاد خودداری می کرد، علت عدم امضای حکم او را با مردم در میان نگذاشته اند، پشیمان اند.
بعد از این که شورای شهر،احمدی نژاد را به عنوان شهردار انتخاب کرده بود ، وزير کشور به توصیه وزارت اطلاعات از امضای حکم او خودداری می کرد. علت اين خودداري - بر خلاف برخي اخباري که در رسانه هاي خارج از ايران منتشر شد- نه دلايل امنيتي، که تخلفات گسترده مالی استانداری اردبیل در دوره مسووليت احمدی نژاد بود. برخی از اصلاح طلبان در آن روزها قصد داشتند که علت عدم امضای حکم شهرداری او را با مردم در میان بگذارند، اما خاتمی چنین اجازه ای نداد ه بود؛ زیرا به نظر او این کار نوعی واکنش به شکست در انتخابات شورا ها تلقی می شد و نتیجه ای جز افزودن به آتش منازعات جناحی نداشت.
در نهايت، این روزها احمدی نژاد به اعتبار رییس جمهور بودنش به ستادی پیوسته است که قرار است مفاسد اقتصادی را ریشه کن کند. اما اغلب صاحب نظران معتقدند که به دراين ستاد، به پرونده دوره شهرداری رییس جمهور اشاره ای نخواهد شد. مگر آن که سياست هاي کلي نظام، "گوشزد کردن" مواردي از اين دست را، به تيم جديد حاکم بر قوه مجريه، ايجاب کند.
Sunday, October 09, 2005
زلزله
فاجعه ای دیگر در کشور همسایه مان رخ داد.زمین خشمگین به لرزه در میاید و هزاران انسان بی گناه و بی خبر جان می دهند. و باز زنگ خطری برای وقایع مشابه این چنینی! دولت سرگرم باز سازی و نو سازی جمکران است و علاجی پیش از وقوع نخواهد کرد و افسوس که توانی برای درمان پس از وقوع هم ندارد که بم پیشکش! رود بار هم هنوز در حال بازسازیست. خطر وقوع فاجعه ای مشابه و بلکه اسف بار تر،همواره در کشور مان هست. کاری از دست ما بر نمی آید مگر اطلاع رسانی همگانی برای موقعی که خدای نکرده مصیبتی رخ دهد. شاید اهالی وبلاگستان باید باز " بمبی" اطلاعاتی بسازند و آموزشهایی مختصر و مفید تهیه کنند در وبلاگ هایشان بنویسند و به لیست دوستانشان ایمیل کنند و از آنها بخواهند که برای همگی دوستانشان بفرستند. چند نسخه ای پرینت کنند و به آنها که با اینترنت کامپیوتر بیگانه اند بدهند ( هزینه ای نخواهد داشت ولی اثرش زیاد خواهد بود) و از آنها هم بخواهند که نسخه را تکثیر کرده و به دوستانشان بدهند. این تنها کاریست که از ما ساخته است و به نظر من تا دیر نشده باید تا آنجا که ممکن است از نظر اطلاعاتی تجهیز شویم تا اثرات مخرب بعدی آن را کاهش دهیم. عدم تکثیر آموزشهای لازمبه طورقطع هیچ خللی در زندگی عادیتان ایجاد نخواهد کرد ولی شاید فردایی که همه امید واریم هیچگاه نیاید وجود این اطلاعات جان عده ای هر چند اندک را نجات دهد.به سهم خود ترجمه ای از چند سایت مورد اطمینان به صورت کوتاه و تا حد توانم قابل فهم در اینجا می گذارم.سعی می کنم بیش از یک صفحه نشود که به راحتی امکان پرینت و تکثیرش باشد.( می شود با تغییر دادن پرینت در بخش زون آن دونسخه در یک صفحه پرینت کرد که با صرف هزینه ای ثابت نتیجه ای(تعداد) دو برابر گرفت.)ا
شاید فردا دیر باشد....ا
پیش از زلزله
یک-سعی کنین بوفه و کابینت و کتابخونتون رو به دیوار محکم متصل کنین و ترجیحا محل پناه گرفتن وخوابتون رو دورازاونها در نظر بگیرین
دو-یک کیف کمکهای اولیه آماده کنار محل خوابتون وماشینتون داشته باشین.تا بعد از اینکه لرزشها تمام شد بتونین با خودتون به بیرون از خونه بیارین. توی این کیف(که سعی کنین حتی الامکان راحت بشه حملش کرد مثل کوله پشتی و همیشهء همیشه هم آمادهء آماده باشه) این وسایل رو حتما داشته باشید: داروهاو وسایل پزشکی ضروری (مثل باند-ساولون-قرصهایی که مخصوص مریضی خاص شخصیتون هست-کرم ضد درد)،چندین قوطی کنسرو و در قوطی باز کن،حداقل 3 بطری (پلاستیکی) آب خوردن به ازای هر نفر، لباس گرم یا پتو،یک رادیو کوچک جیبی همراه باتری اضافه(برای دسترسی به اخبارضروری در رابطه با فاجعه) ،وسایل مربوط به افراد خاص خانواده (کودکان ،معلولین و...) ، کفش راحت،یک سوت(برای خبردادن اگر زیر آوار گیر کرده بودید، شاید بد نباشه یک سوت کوچک به عنوان جاسوئیچی همیشه همراهتون باشه.) ، چند کیسه پلاستیکی زباله،چراغ قوه، یک دستکش کار و چند وسیله کوچک اولیه (جهت کمک اولیه به دیگران پس از وقوع زلزله) ، میزانی پول نقد (خصوصا با توجه به مردم شناسی ما مردم مهمان نواز حتما همه چیز به طور سرسام آوری گران خواهد شد) ،کپی یا اصل مدارک ضروری (شناسنامه،پاسپورت،کارت بانک،سند و ...)ا ،کارت تلفن و لیست تلفنهای ضروری، در صورت امکان یک چراغ چشمک زن باتریی(فلاشر)ا
سه-این کیف را با نخی ( نه خیلی نازک نه خیلی کلفت) به پایه تختتان ببندید
چهار-نحوه استفاده از وسایل این کیف و پناه گرفتن رو به تک تک اعضا خانوادتون آموزش بدید و اگرچه از ما ایرانیها بعیده ولی سعی کنین چند باری موقعیت را تمرین کنین تا یک نمای کلی از واقعه در ذهن خود داشته باشید.
سعی کنید آموخته هاتون رو در اختیار دیگران بذارین ( با تکثیر ای تک برگ یا تهیه دستور العمل های مشابه.
هنگام وقوع زلزله
یک-سرتون رو بگیرین وسعی کنین با کمترین حرکتی خودتون رو به اولین محل امن برسونین و تا ثابت شدن لرزش از جاتون حرکت نکنین. جاهای امن زیر میز تخت بین چهار چوب در و دور از پنجره (توی ساختمونهای بلند) هستش
اگه بیرون از خونه اید سریعا خودتون رو به یک محل وسیع دور از ساختمانهای بلند برسونین.اگرم مشغول رانندگی دو-هستین به آرامی خودتون رو به محل امنی برسونین
اگه رو تختتون هستین با بالشت سرتون رو محافظت کنید و در صورت امکان به زیر تخت ( یا حتی تشک)پناه ببرین
به هیچ وجه حین لرزش از محا اختفاتون خارج نشین.(علیرغم تصور اکثریت از جمله خودم همه سایتها از صلیب سرخ تا مهندسی های زلزله و ... بر این موضوع تاکید دارند)ا
بعد از وقوع زلزله
یک-از سلامت خودتون و نزدیکانتون مطمئن شوید
دو-کیف کمکهای اولیه را برداشته و لباس گرم بپوشید
سه-در صورت امکان با بستی شیر گاز از وقوع حوادث بعدی و آتش سوزی جلوگیری کنید
چهار-اگرخانه شما آسیب جدی دیده یا دچار آتش سوزی یا مشکل دیگری شده محل اختفاتون رو ترک کنید
پنج-رادیو تون رو روشن کنید و به توصیه هایی که داده میشه با دقت گوش کرده و عمل کنید
شش-همیشه زلزله تعدادی پس لرزه دنبال خودش داره شاید لازم باشه محل اختفا تون رو ترک کنین و به محل های دور از ساخنمانهای بلند برید
این اطلاعات ضروری(یا انواع مشابه را) را در اختیار سایر دوستان و آشنایان،همه اونهایی که دوستشون دارین یا ندارین و هموطن های دیگر قرار بدهید.
برای اطلاعات بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:ا
راهنمای عملی زنده ماندن در زلزله
Earthquake Response Plan
Business Emergency Supplies
Friday, October 07, 2005
بکارت
این تفکر متعصبانه و بی منطق که بکارت را نشان پاکی می داند موجب بسیاری نا هنجاری ها ی اجتماعی و خانوادگی شده که افزایش روسپی گری -فرار از خانه- ترمیم– دروغگویی از اول زندگی- مشکلات روحی خانوادگی و... و... و... تنها اندکی از آنهاست. پاک بودن و انسانیت معنا و نشانهء دیگری لازم دارد مستحکم تر از آن بافت نسجی. شاید درباز بینی و
Sunday, September 25, 2005
نسیم دولت اسلامی همچنان می وزد
۳۵عضو شوراي حكام، تنها ونزوئلا به قطعنامه راي منفي داد.در اين قطعنامه، تعليق كامل غنيسازي اورانيوم توسط ايران، تعليق مجدد فعاليت مركز اصفهان، توقف ساخت نيروگاه آب سنگين اراك، اختيارات فراتر از آژانس به مديركل براي دسترسي
Monday, September 19, 2005
چند سوال ساده
Wednesday, September 14, 2005
...درفشانی
Sunday, August 28, 2005
و برنامه های اقتصادی...
« اگر ميتوانيم حقوق همه را بالا ببريم، مثبت است ولي اگر مشكل است دريافتي آنهايي را كه بالا است پايين آورده و پايينيها را بالاببريم و اگر واقعا نشد همه را پايين آورده و هم سطح كنيم.»
جمله زیر هم از زبان یک رییس جمهور در یک جلسه رسمی در اومده! به نظرتون این طرز حرف زدن یک رییس جمهوره؟ ترجمه غیر رسمیش اینه: " بابا دااش من یه سری که دوزار حالیشون نبوده اومدن به داااااشای ما میگن سوات نارن!" بخش دوم هم که نیازی به توضیح نداره.
احمدينژاد با بيان اينكه آن دو-رجایی و با هنر- در دفاع از انقلاب و كشور بسيار ثابت قدم بودند ادامه داد:« كساني كه خودشان دو ريال سواد نداشتند آنها را به بيسوادي متهم ميكردند. كساني كه ميخواستند ملت ما را به 100 سال قبل برگردانند به آنها تهمت تحجر زدند.»
این جمله آخر هم که دقیقا نقیض عملکرد ایشونه! مگه ایشون نیستن که به اسم مردمی بودن مردم بد بخت رو ساعتها پشت گیت هواپیما معطل می کنن؟و...
احمدينژاد در ادامه همراه بودن را ويژگي خاص آن دو شهيد دانست و گفت:« بعضيها خيال ميكنند آدم بايد بين مردم دور بزند. در حالي كه همراه بودن يعني شريك غم و شاديهاي مردم بودن. لذت ببرند كه مردم شادند و ناراحت شوند كه مردم غم دارند. دغدغههاي او همان دغدغههاي مردم باشد. اين خيلي مهم است كه بين مردم
نمی دونم من هنوز نتونستم امیدی به این دولت ببندم. هربار سعی کردم این کار رو بکنم خودش پشیمونم کرده.تو این ماراتن صرفه جویی که گهگاه نتیجه اش-مثل استقبال ازآقای اسد- مضحک و پرهزینه ترهم میشه دیگه "جشنواره رجایی " چه صیغه ایه؟
Tuesday, August 23, 2005
برنامه های کارشناسانه
Monday, August 15, 2005
!! کابینه هفتاد میلیونی مهرورز
بالاخره اسامی کابینه هفتاد میلیونی ( مهر ورزی) اعلام شد. به نظر م زیاد قابل بررسی نیست. البته نا گفته نماند که اکثریت منتخبین از تحصیلات بالا و عمدتا(جز عده ای که در نکات مهم هم هستند) در زمینه وزارتشان برخوردارند ولی نکته چشم گیر بی تجربگی منتصبین رییس جمهور منتخب در مدیریت های کلان مملکتی در اکثر گزینه هاست
و البته پیشنه قضایی-اطلاعاتی-سپاهی در تعداد کثیری از افراد هم به نوعی نگران کننده می نماید.
آموزش و پرورش: علياكبر اشعري
گزینه مذکورکه در سوابقش بالاتر از مدیر کلی در یک شاخه کوچک و مشکوک (گزینش)از بدنه آموزش پرورش مسئولیتی نداشته اگرچه به نظر گزینه ای فرهنگی می آید اما بعید به نظر می رسد توان مدیریتی وزارتی به بزرگی آموزش و پرورش را دارا باشد. وي فوق ليسانس مديريت منابع انساني مي باشد که این نکته مثبتی در وی است.
اطلاعات: غلامحسين محسني اژهاي
كشور: مصطفي پورمحمدي
خداوند آخر و عاقبت همه انسانها را ختم به خیر بگرداندا
اقتصاد و دارايي: داوود دانش جعفري
علیرغم اصرار تبلیغاتی آقای احمدی نژاد بر مسائل اقتصادی در سوابق آقای جعفری رد پای پر رنگ مدیریت اقتصادی (به جز تحصیلات و چند مورد جزئی) دیده نمی شود.
فعاليت ها و سوابق مديريتي: كارشناس عمران جهاد سازندگي استان تهران- اعزام به جبهه براي فعاليت هاي مهندسي- فرماندهي مهندسي جنگ جهاد سازندگي- عضو ستاد مركزي بازسازي مناطق جنگ زده (بعد از آزادسازي خرمشهر)- رئيس ستاد مركزي پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد سازندگي- عضو شوراي مركزي جهاد سازندگي و مديرعامل موسسه جهاد توسعه- قائم مقام وزير جهاد سازندگي در بازسازي مناطق زلزله زده گيلان در زنجان- قائم مقام وزير جهاد سازندگي در بازسازي نخلستانها در مناطق جنگزده- معاون طرح و برنامه وزارت جهاد سازندگي- عضو شورايعالي پول و اعتبار- عضو شورايعالي بانكها- انتقال به دانشگاه علامه طباطبايي- رئيس بنياد مسكن كشور- نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي- عضو شوراي اقتصاد (براي يكسال)- نائب رئيس كميسيون اقتصاد مجلس شواري اسلامي (براي چهارسال)- نائب رئيس كميسيون تلفيق برنامه سوم در مجلس شوراي اسلامي- نماينده مجلس در اولين اجلاس موسسان مجلس آسيا در بنگلادش- دبير كميسيون اقتصاد كلان مجمع تشخيص مصلحت نظام- نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي- رئيس كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي
بازرگاني: مسعود پوركاظمي
خود شما به دنبال ارتیاطی بین بازرگانی و سوابق ایشان بگردید و البته دکترای مهندسي صنايع.و این باز ضعف در حیطه اقتصادیست همانکه احمدی نژاد تاکید فراوان برش داشت.
مسئول برنامه ريزي پشتيباني فني دفاع مقدس - رئيس مركز بررسي سيستم ها و افزايش بهره وري - معاونت پژوهش دانشكده فني و مهندسي دانشگاه امام حسين (ع(- قائم مقام رئيس دانشكده فني و مهندسي دانشگاه امام حسين (ع) - مديرعامل سازمان اتكا وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح - مشاور وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح - رئيس مركز مطالعات و پژوهشهاي لجستيكي - رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه - مدير نمونه سال 1379 جشنواره شهيد رجائي در زمان تصدي سازمان اتكا- رئيس دانشگاه شاهد
بهداشت، درمان و آموزش پزشكي: كامران باقري لنكراني
نمی دانم بر چه اساسی این آقا شایسته این سمت سنگین بوده اند.شما اگه فهمیدید به ما هم بگید.
بنابراين گزارش سوابق مدیریتی و اجرایي وي عبارتند از :رئيس بيمارستان نمازي شيراز ـ معاونت پشتيباني دانشگاه علوم پزشكي شيراز -مديريت گروه داخلي دانشگاه علوم پزشكي شيراز ـ عضو هيأت مديره سازمان نظام پزشكي شهرستان شيراز ـ عضو دادستان هيأت انتظامي رسيدگي به تخلفات پزشكي بيمارستان شيراز ـ دبير انجمن اسلامي پزشكان فارس ـ عضو مؤسس جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شيراز
جهاد كشاورزي: محمدرضا اسكندري:گزینه مناسبی به نظر میرسد.
دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: مصطفي محمد نجار: علیرغم اینکه همه سابقه شان را در جبهه گذرانده اند ولی تحصیلاتشان و اینکه نظامی نیستند کمی وصله ناجور برای وزارتشان به نظر متبادر می سازد.
راهوترابري: محمد رحمتي: تنها وزیر کابینه قبلی که تازه وزیر شده بود.
رفاه و تأمين اجتماعي: سيدمهدي هاشمي
نمیدانم با چه جراتی وزارت یک وزارتخانه را به یک فرد می دهند با این پیشینه:
برخي از فعاليت ها و سوابق مدیریتی و اجرایی وي عبارتند از :مدير پروژه، مجري و مشار پروژه هاي مختلف وزارت دفاع در زمينه هاي مختلف دفاعي ،فرهنگي، ورزشي و مسكوني - معاون مهندسي نيروي مقاومت بسيج - رياست هيات مديره هاي شركت هاي مختلف مشاور و عمران دولتي - عضو شوراي مركزي و دبير جامعه مهندسي بسيجي(سازمان مهندسي بسيج)-فرمانده مهندسي نيروي انتظامي- معاون امور مناطق شهرداري تهران
شايان ذكر است سوابق علمی (آموزشی ، پژوهشی ، تحقیقاتی )وي به شرح زير است : تدريس در مركز آموزش مهندسي سپاه- مشاركت در پروژه هاي تحقيقاتي و پژوهشي دانشگاه امام حسين (ع) و وزارت دفاع-مسئول كميته مشاوره و طراحي نمايشگاه بين المللي تهران
علوم، تحقيقات و فناوري: محمدمهدي زاهدي : فرد فرهنگی و با سوادی به نظر میاید ولی هیچ سابقه مدیریتی نداشته به جز: عضو هیات مدیره ستاد دیه استان کرمان. داستان ربط گودرز و شقایق!!!ا
فرهنگ و ارشاد اسلامي: محمدحسين صفارهرندي
گل سر سبد وزار در کابینه مهر ورزی!!!! کیهان هم حتما نشریه مهرو محبت است. خدا به خیر کند جو فرهنگی چهار سال آینده را. فاتحه...! بدون شرح اضافه شما سوابق را با وزارت مقایسه کنید.
وي در سال پنجاه و دودر رشته راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت پذيرفته و وارد اين دانشگاه شد . سپس وي در سال هفتاد و دو دوره دانشكده فرماندهي و ستاد(معادل فوق ليسانس) و در سال هفتاد و سه دوره نظري مديريت استراتژيك (بدون ارائه پايان نامه دكتري) را به پايان رساند.
بنابراين گزارش فعاليت ها و سوابق مدیریتی و اجرایی عبارتند از:
جانشين فرماندهي سپاه منطقه شش كشوري (استان هاي هرمزگان ، كرمان ، سيستان و بلوچستان ) -جانشين و سپس مسئول دفتر سياسي (اداره سياسي ) سپاه - عضو شوراي تعيين خط مشي خبرگزاري جمهوري اسلامي- معاون مديرمسئول و سردبير روزنامه كيهان
بخشي از سوابق علمی (آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی) وي عبارتند از :صدها سرمقاله ، يادداشت و گزارش تحليلي در روزنامه كيهان و برخي ديگر از نشريات -ارائه درس در ده ها دوره آموزشي پيرامون جريان شناسي فرهنگي – مطبوعاتي و سياسي - اجراي صدها جلسه سخنراني درباره مهم ترين مسائل فرهنگي اجتماعي كشور طي بیست سال گذشته
مسكن و شهرسازي: محمد سعيديكيا: گزینه با تجربه و مناسبی به نظر میاید و از ابتدا با برنامه (اگرچه غیر قابل اجرا) وارد شده.
نفت: علي سعيدلو
تحصیلاتشان کاملا مربوط به وزارتشان است ولی نکته نگران کننده عدم داشتن هر گونه سابقه "نفتی" است انهم در وزارتخانه ای به این مهمی. دریغ از یک مورد.
رئیس کل سازمان چای کشور - معاون مالی و اداری وزارت بازرگانی - رئیس هیات گزینش مرکزی و رئیس هیات تجدید نظر بازسازی نیروی انسانی وزارت بازرگانی - قائم مقام معاونت وزارت معادن و فلزات - رئیس هیات تجدید نظر بازسازی نیروی انسانی وزارت معادن و فلزات- معاون بازرگانی سازمان صنایع دفاع - عضویت عامل سازمان صنایع بنیاد- مشاور وزیر - مشاور وزیر بازرگانی - معاون صادراتی وزیر بازرگانی و رئیس کل مرکز توسعه صادرات ایران- مسئول هیات های رسیدگی به تخلفات نیروی انسانی وزارت بازرگانی - رئیس هیات مدیره شرکت فرش ایران - رئیس هیات مدیره صندوق ضمانت صادرات ایران - مشاور مدیرعامل منطقه آزاد قشم - معاون اقتصادی منطقه آزاد قشم- مشاور رئیس کل دیوان عدالت اداری - معاون مالی و اداری شهرداری تهران - عضو کمیسیون اقتصادی شورایعالی امنیت ملی-معاون اداري مالي شهرداري تهران -سرپرست شهرداری تهران
اگرچه در عمل همه چیز مشخص خواهد شد ولی گزینه ها جز چند مورد بقیه نگران کننده اند. ببینید به روزی افتاده ایم که باید امید بر مجلس "امام زمانی" ببندیم.
کلیه سوابق از سایت خدمت وابسته به جناح احمدی نژاد
Wednesday, August 03, 2005
نگرانی
Monday, July 25, 2005
گنجی را آزاد کنید
گنجی رو آزاد کنین! نمی دونم باید چیکار کنم و اینکه هیچ کاری از دست آدم بر نیاد خیلی سخته
آسوده بخوابید شهر در امن و امان است
شهر در امن و امان است ....ا
Wednesday, July 06, 2005
Monday, June 27, 2005
Sunday, June 26, 2005
Saturday, June 25, 2005
شما متهمید
Friday, June 24, 2005
جوکی به نام تحریم
یه بازی خوب زمان می بره . ناپلئونی بردن فقط واسه بردن مبتدیها جواب می ده.ا
رای ندادن = یک پشیمونی تاریخی!ا
Tuesday, June 21, 2005
To vote or not to vote is a ridiculous question now!
علیرغم همه ضعفها و مشکلات هاشمی در موقعیت فعلی رای به او و ریاست جمهوریش یعنی دفع خطری همتراز حمله تازیان و مغولان!ا
من به رفسنجانی رای خواهم داد! چرا که نمی خواهم گردنم را مقابل فرزندان فردای ایران زمین کج کنم و عرق شرمی که امروز بر پیشانی پدرانمان به خاطر انقلاب مضحکشان می نشیند بر پیشانیم بنشیند.ا
من به رفسنجانی رای می دهم چون نمی خواهم طرح تحریم دایی جان ناپلئون موآبانه اوپوزیسیون مریضی که هیچ ازایران نمی داند کشورم را به ورطه فاشیسم اسلامی بکشاند. اپوزیسیونی که بی هیچ برنامهء مدونی تزهایی ارائه می دهد که اگر از برنامه هخا مضحک تر نباشد منطقی تر نیست! آنها که فکر می کنند فشار بیشتر باعث ترکیدن زود پز خواهد شد و راه نجات ایران را ترکیدن می دانند! آنها که هیچ طرحی برای دوران پس از این ترکیدن ندارند و هیچ از تاریخ سراسر انفجار و انقلاب ما ندارند. آنها که شعورشان نمی رسد در کشوری که یازده ملیون رای به صندوق اصول گرایان ریخته می شود تحریم هیچ نتیجه ای جز ایران طالبانی نخواهد داشت. آنها که سیاست برایشان چون بازی کامپیوتریست . مبارزه عالیست به شرط اینکه من تئوریسین از داخل کافه ای در اروپا شاهدش باشم. آنها که به قدرت نرسیده تحمل یکدیگر را ندارند وای به حال آن روز که به قدرت برسند. عامل اصلی عقب ماندگی و معضلات ما همین اپوزیسیون عقب مانده است که از نا آگاهی و تنبلی مردم سوء استفاده می کند تا به "هیچ" برسد. خر همان خر است پالانش عوض شده.ا
جمعه روز دیگریست! روز دهن کجی به تما میت خواهان متقلب وشورای نگهبان و رییسشان.ا
روز اعلام بی لیاقتی به اپوزیسیون اسکیزوفرنیکی که در توهمات و هذیان های خود غرق است
و روزی که به کوتوله های غیر سیاسی مشمئز کننده فریاد خواهیم زد که ریاست جمهوری ایران زمین را رفتگر نشاید.ا
من به رفسنجانی رای خواهم داد اگرچه او را هرگز قبول نداشته ام!ا
آری همانگونه که هذیان " امسا ل سال آخره" اپوزیسیون بیست و شش سال است تکرار می شود با آمدن احمدی نژاد امسال آ خرین انتخابات جمهوری اسلامی خواهد بود چرا که از دوره آینده حکومت اسلامی انتخابات نمی خواهد. ا
من به رفسنجانی رای خواهم داد. و هرگز نخواهم بخشید هموطنانیم را که از زور تنبلی ای به رنگ مبارزه در خانه منتظر هخا های شرقی و غربی بنشینند. اینبار رای ندادن شما یعنی رای به احمدی نژاد و... .ا
Thursday, June 09, 2005
قالیباف بلد نیست حرف بزنه! خودشم نمی دونه چیکار می خواد بکنه! احمدی نژاد که شوته شوته!اگرچه خوبیش اینه که حداقل از همین الان رو راست نشون داده که تند رو و گروه فشاریه و البته به قول داور نبوی هر جام که می ره اول بوش استنشاق میشه!لاریجانی خیلی "هویت" مرموزی داره! ضمن اینکه ده سال صدا وسیما فرهنگ سوزی کرد تا فرهنگ سازی. مهر علیزاده و رضایی در حد وحدود ریاست جمهوری نیستند. کروبی هم که داره خودش و به آب و آتیش می زنه که رای بیاره و اصلا کیس مناسبی به نظر نمیاد. می مونن معین و هاشمی! به نظرم معین بهترین مورد! هم برنامه هاش و هم روش فعالیت انتخاباتیش ضمن اینکه از جامعه دانشگاهی هم هست. ولی با اومدنش دائم دعوای مجلس و شورای نگهبان خواهد بود و در اوج پافشاری احتمالا عزلش می کنن . رفسنجانی با همه .... بودنش در حال حاضر مناسب ترین گزینه است ( نمی دونم چرا از نوشتن این جمله حس عذاب وجدان دارم!!!) به این دلایل: اول اینکه برای مردم فراموشکار ما که معتقدند این هشت سال هیچ کاری نشده یه واکسن یاد آوریه( و امید وارم یادآوری آخر باشه)!وگرنه روند اصلاحات در حلال قوی فراموشی ایرانی برای همیشه پاک خواهد شد. دوم اینکه یه خورده مخالفت باهاش کمتره (البته اگر خودش تصور مخالفا رونداشته باشه) و میتونه یه تکونی به اوضاع عضویت در سازمان تجارت جهانی و ارتباط با آمریکا و اقتصاد بده(البته اگه سه جهار تا آدم حسابی بیاره دور و برش و دست از سر تیم عهد دقیانوسش بر داره)! ولی نگرانی من از اینه که بر گردیم به همون خفقان هشت سال پیش.اگرچه خیلی ها می گن تغییرات صورت گرفته برگشت پذیر نیست ولی به نظر من در آیران همه چیز بر گشت پذیره! ضمن اینکه دوباره باید خجالت بکشیم از حرف زدن و لبخند های هیزش و لم دادنش جلوی خبرنگاران خارجی! و تضمینی هم به این که اقتدار داشته باشه نیست!یه جورایی حس می کنم اونقدر هم که مردم با هوش و سیاستمدار می دوننش حالیش نیست !اوضاع عجیب غریبی شده ! من که احتمالا رای نمی دم مگر مطمئن شم یکی از راستی ها شانسش بالا رفته و از نگرانی اون برم پای صندوق. علت رای ندادنم هم اصلا مد مضحک تحریم نیست. راستش می ترسم! مسئولیت داره! انتخاب بین این کورو کچلا! معتقدم بایدشرکت کرد و به مرور اصلاح. ولی با تصمیمی که منطقم گرفته وجدان و دلم کنار نمیاد! حالا بازم باید برنامه ها و تغییرات رو دید. به نظرم معین (و مشارکت) چه انتخاب شه چه نشه باید به فعالیتهای اپوزیستی داخل نظام ادامه بده. وبلاگ ها هم باید بمباران کنن رییس جمهور و با وعده هاش. کار اصلی مر بوط به بعد از انتخابات البته اگر هنوز اینتر نت وجود خارجی داشته باشه!!!!!ا
خدا به خیر بگذرونه این تغییر سلسله رو!!ا
Wednesday, May 11, 2005
To vote or not to vote?!!
من شخصا مخالف هر گونه تصميم احساسی در سياست هستم.برداشت من از نظر تحريم کنندگان انتخابات بازگشت همان احساسات" قلنبه شدهء" دوم خرداد هشت سال پيش در کسوتی تازه است.به نظر من تصمیم گیری در دنیای امروز باید بر اساس محصول باشد. محصول تحریم چه خواهد بود؟ اینکه با این تحریم محصولمان دگرگونی بنیادینی خواهد بود همانقدر ساده لوحانه است که تصور عبث هشت سال پیشمان برای محصولی انقلابی از خاتمی(البته معتقدم نقش مثبت و رو به جلو خاتمی در آینده ای نه چندان دور مشخص خواهد شد). تصورمن اینست که هنوز شعور جمعی برای یک تغییر اساسی رشد کافی نکرده و این تغییر بر فرض صورت گرفتن هم تنها استحاله ای ظاهریست همانند انقلابهای گذشته. دلایلی که تا به امروز در مورد تحریم انتخابات شنیده ام برایم چیزی جز یک لجبازی ساده نمی نماید. محصول این تحریم چیزی جز اینست؟: سی ان ان اعلام می کند (مثل انتخابات مجلس) و چند نفر هم دقایقی تفسیرش می کنند و همین؟ یا مدتی امریکا اولتیماتوم میدهد و بعد طبقهای پیشنهادات جذاب چشمهایشان را گردمی کند و ماجرا فراموش می شود؟ همه هم باز تایید خواهند کرد "حکومت ایران مردمی نیست و این خیلی بد است"!بعد هم کمی تبلیغات و فراموشی!باز مردم می مانند و حوضشان! نکند واقعا تصور می کنید امریکا حمله می کند؟و حمله خارجی نقش مثبتی خواهد داشت!!!؟ و یا اگر حماقتهای ساده لوحانه رییس جمهورش تا آنجا پیش رود که این کاررا بکند به خاطر قلب رئوف جورج قدیس است که مردمی را از بند نجات بدهد؟ هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد!ه
بیایید احساسات را در تصمیم گیری هایمان محدود کنیم و با توجه به داشته ها و ما حصل هر انتخاب و دقت در تاریخ و" انقلابهای" متعدد دراین سرزمین تصمیمی سازنده بگیریم که تصمیم مخرب تفیست سر بالا!ا
من دوره هشت ساله خاتمی را سیاه نمی بینم چراکه سعی کرده ام فراموشکار نباشم. می بینم تغییرات آرام ولی پایدار را در فکر وفرهنگ جامعه. به سادگی می بینم دوستانی که دیروز از خاتمی انتظار استعفا داشتند امروز استعفا را دلیل بر ضعف می دانند. روند تغییرات سیاسی در کشوری با زیر ساختی مملو از تابو های مذهبی بسیار کند است. بپذیریم که کشوری که هنوز مردمش دنبال آقا بالا سر می گردد جایگاه لازم برای دمکراسی را پیدا نکرده و تغییر بنیادین در چنین جامعه ای حاصلی جز تجزیه – اشغال یا خفقان نخواهد داشت.ه
کمی سیاست را در کشورهای دیگر دنبال کنید .مگر انتخاب در کشورهای "پیشرفته" ایده آل است؟ " جان کری" ایده آل بود یا " جرج بوش"؟ در سی .ان .ان مجری یک بر نامه رادیویی می گفت مقابل بوش یک اردک هم نماینده می شد به او رای می دادم.ا
بر فرض امکان انتخاباتی کاملا آزاد به نظرتان گزینه ای مناسب یافت می شود؟ تمامی گزینه ها به نوعی بد و بدتر خواهند بود. که انتخاب بین خوب و خوب تر ایده آلیست در" یوتوپیایی" که امید وارم دستیافتنی شود حتی اگر برای نبیره های ما.ا
از سوی دیگر می مانم بر این دو راهی که آیا با این رای دادن تغییری حاصل خواهد شد؟ هنوز پاسخی ندارم.شاید به دلیل نبود برنامه ای مدون در تبلیغات کاندیدا ها ویا تجربه های بد گذشته باشد. ولی از این مطمئنم که با رای ندادن تحولی به وجود خواهد آمد در حدی بسیار وسیع تر از مجلس هفتم و در همان جهت.تصور رییس جمهور شدن برخی از کاندیداها هم برایم مشمئز کننده است. و اینکه باز ایران زمین تاراج جدیدی تجربه کند. و بازنده باز رعیت.ا
به نظرم ما نسل امروز باید کمی عادات احساسی کودکانه ((نمی خوام نمی خوام نمیخوام اصلا قهر قهره قهرم حالا که برام با پفک بستنی نخریدی از فردا دیگه مدرسه نمی رم )) را رشد دهیم و توجه کنیم که نتیجه استحاله سیاسی یک شبه آش شله قلمکار مضحک تری خواهد شد که هیچ چرچیل هم کاری برایش نمی تواند بکند. شاید بهتر باشد به جای حرکت بر روی موجهای احساسی مدهای سیاسی کمی منطقی فکر کنیم.ا
نظر شما چیه؟
Tuesday, May 10, 2005
افتتاح
با آنکه آشنایی کافی به کامپیوتر ندارم ولی سالهاست مشتری وبلاگها هستم و در تردید تاسیس وبلاگی شخصی. بالاخره به کمک دوستی به این فکر جامه عمل پوشاندم.ا
چهار سو در نظر دارد به نقد و تحلیل مسائل روز بپردازد. تا آنجا که ممکن است خارج از تعصب و مستدل بر اصول منطقی و علمی و از چهار سو و بلکه بیشتر.ا
سعی می کنم نظرات مهم وپاسخهای دوستان را از کامنت ها یا ای میلهایی که احتمالا در یافت می کنم در متن وبلاگ در پایان مطلب بیاورم.ا
امید وارم به یکدیگر ثابت کنیم که به اصول دمکراسی آشناییم و با هر عقیده و نظری که داشته باشیم به عنوان یک هموطن به یکدیگر احترام می گذاریم.ا







